مروزه تبلیغکنندگان برای دستیابی به اهداف خود از شرایط و فنون متفاوتی استفاده میکنند و حاصل فعالیت آنها بیشتر به جادو شبیه شده است. گسترش دانش مربوط به تبلیغات باعث شده است که هر روز شاهد پیشرفت فنون این رشته باشیم. دکتر داوود نعمتی انارکی
مقدمه
آن زمان که حمورابی پادشاه بابل، قوانین خود را بر لوح سنگی نوشت و در میدان شهر قرار داد، تبلیغات حکومتی را با حک کردن تصویری در بالای این لوح، عملی ساخت. در سمت راست این تصویر، شمس خدای خورشید، بر تختی نشسته است و کتاب قانون را به حمورابی که در سمت چپ قرار دارد، هدیه میکند. شاید حمورابی میخواست به مردم، آسمانی بودن قوانین موضوعة خود را تفهیم کند. اما او با این کار، هستة اولیة تبلیغات حکومتها و دولتها را بنا نهاد.
اولین اثر تبلیغاتی شناخته شده در جهان به هزار سال پیش تعلق دارد که در شهر «تیس» یونان بهدست آمده است و حاوی اعلان پاداشی برای دستگیری بردهای فراری، روی کاغذ پاپیروس است. همچنین تجار یونانی، پیامهای بازرگانی خود را روی ستونهای سنگی یا میزهای سنگی کنار جادهها، ثبت میکردند.
در اواخر دهة 1400 میلادی تابلوهای دیواری در سراسر اروپا یک امر عادی و رایج محسوب میشد که با اختراع چاپ سنگی در سال 1796 م گسترش بیشتری یافت. در 1870، هنر «پوستر» بیش از پیش توسعه یافت تا آنکه در انقلاب صنعتی، ماشینآلات چاپ و برش، اختراع شد و هنر لیتوگرافی، یعنی ساخت تصاویر به وسیلة نقاط ریز (ترام) بهوجود آمد.
در اوایل قرن نوزدهم، همزمان، تبلیغات در شاخههای مختلف گسترش یافت و برای اولین بار، به طور مستقیم باعث فروش محصولات داروهای انحصاری در ایالات متحده و اروپا شد. (گروه مطبوعاتی رویداد، 1376) امروزه تبلیغکنندگان برای دستیابی به اهداف خود از شرایط و فنون متفاوتی استفاده میکنند و حاصل فعالیت آنها بیشتر به جادو شبیه شده است. گسترش دانش مربوط به تبلیغات باعث شده است که هر روز شاهد پیشرفت فنون این رشته باشیم.
تبلیغ چیست؟
تبلیغ مصدر باب تفعیل از ریشه بلغ به معنای رساندن است. واژة تبلیغ به معنای «رسانندگی» و مبلغ به معنای رساننده (رسانندة پیامها و آموزههای ویژة تبلیغی) است.
تبلیغات چیست؟
تبلیغات[1]، دانش، حرفه، فعالیت و فرآیندی است که برای تأثیر گذاشتن بر مخاطبان و آگاهسازی آنها با اهداف خاصی مانند اهداف تجاری، سیاسی، فرهنگی و دینی و... شکل میگیرد (نوروزوند، 1382، 72). برای تبلیغات سه نوع کارکرد را میتوان متصور شد:
1. تبلیغات در عمل گاهی مقدس و مشروع تلقی میشود و این در حالی است که کاربرد آموزشی و ترویج مطالب اخلاقی، مذهبی، علمی داشته باشد.
2. تبلیغات در جایی راهنما و اطلاعرسان محسوب میگردد و این در موقعی است که نقش بازگوکننده عقاید گروه، جمعیت و حزب و تشکیلاتی را ایفا کند و یا توضیحدهندة پیشرفتها و کارکردها و اطلاعات واقعی رویدادها و مشخصات صحیح اشیا و کارهایی باشد که از این طریق موجبات ارتقای سطح آگاهیهای عمومی مردم را فراهم میکند.
3. اما گاهی واژة تبلیغات در اذهان عمومی با سوءظن همراه است و این در مواردی است که مخاطبان، پیام را مشکوک، ناقص، دروغ و مغرضانه میپندارند و لذا در مقابل آن واکنشی چون بیاعتنایی و یا خشم و نفرت ابراز میکنند.
به هر حال نقش تبلیغات «جهت دادن به جریانی از پیش موجود است». تبلیغات، زمینههایی را که در بستر ذهن آرمیدهاند، بیدار میکند و به نشو و نمو و صیقل دادن و پرداخت کردن و کمرنگ کردن و پررنگ کردن آنها میپردازد و تلاش میکند تا به سمتی دلخواه هدایتشان کند (متولی، 1372: 126).
در برخی موارد، تبلیغ به دنبال عمل و تأثیرگذاری بر تعداد زیادی از افراد جامعه است و در برخی موارد در پی تأثیرگذاری بر عمل فردی است. بهعنوان مثال، تبلیغات سیاسی بیشتر به دنبال عمل جمعی و تأثیرگذار بر تعداد زیادی از افراد است، در حالی که در تبلیغات بازرگانی عمدتاً تأثیر گذاردن بر فرد مورد نظر میباشد (Fraser, 2006).
پیامهای تبلیغی با صریح و علنی و بلاواسطه ارائه میشود که به آن تبلیغ مستقیم[2]گفته میشود و یا غیرصریح، پنهان، اشارهای و مرموز بیان میگردد که به آن تبلیغ غیرمستقیم[3] میگویند. در تبلیغ مستقیم، پیامدهنده پیام خود را هر چند با رنگ و لعاب و بوق و کرنا همراه کرده باشد، اما صریح و بیپرده به مخاطبین خود ابلاغ میکند. یک آگهی بازرگانی از رادیو پخش میشود و شنوندگان، متن آگهی را بهعنوان پیام تبلیغی گوش میکنند و میدانند که صاحبان و مدیریت یک بنگاه تجاری برای معرفی و فروش کالای خود و بهدست آوردن سود با کمک آژانس تبلیغاتی مبادرت به صدور و پخش آگهی مشخصی کردهاند. از مهمترین فواید تبلیغات مستقیم برای گیرندگان پیام آن است که آنها لااقل از تبلیغی بودن پیام مستقیم باخبرند و از این جهت در معرض غافلگیری قرار نمیگیرند و در پذیرش ذهنی یا رد آن مختارند.
در تبلیغ غیرمستقیم، پیام نمود و ظهور علنی و صریح ندارد، اما تشخیص آن برای خواص و روشنفکران جوامع دشوار نیست و عوام نیز به تجربه در بیشتر موارد به نکتة یادشده یعنی «هدف تبلیغی» در برنامههای تبلیغات غیرمستقیم پی خواهند برد. بعضی از پیامهای تبلیغات غیرمستقیم در زمینههای گوناگون که با مضامین و قالبهای مناسب و با رعایت اصول تهیه میشوند، بسیار مؤثر و نافذ هستند (متولی، همان، 144-143).
امروزه تبلیغات، جزئی از ارتباطات عمومی محسوب میشود و هدف آن دستیابی به مقاصدی از پیش تعیین شده است. «برنیز» از اندیشمندان اجتماعی میگوید: «تبلیغات بهویژه تبلیغات نوین، تلاشی است پیگیر برای ایجاد یا شکل دادن رخدادها به منظور تحتتأثیر قرار دادن روابط عامه مردم با کاری فکری یا گروهی» (دادگران، 1374: 49).
گروهی از محققان، تبلیغ را دارای ذاتی از فکر و عمل در فرهنگ عمومی میدانند و با آمیختن دیدگاههای مختلف علوم اجتماعی، تبلیغ را حاصل ایدئولوژی میدانند و نقش رسانهها را در ساخت معانی جهانبینی حاکم بر جامعه بررسی میکنند.
روابط عمومی چیست؟
مفهوم روابط عمومی دربرگیرندة هنر و دانش اجتماعی است که روند امور را تجزیه و تحلیل میکند. ادوارد برنیز (Edward Berneys) از بنیانگذاران رشتة روابط عمومی تعریفی را در سال 1952 ارائه داد. به اعتقاد وی روابط عمومی عبارتست از:
1. اطلاعاتی که به مردم داده می شود؛
2. تلاشهای ترغیبی به منظور تغییر گرایشها و رفتار مردم؛
3. کوشش در همبسته ساختن نگرشها و اقدامات یک مؤسسه با مخاطبان خود و متقابلاً نگرشها و اقدامات مخاطبان با مؤسسه (مارانتز کوهن، 1376: 11)
آنچه که در این تعریف برجسته است، آگاه ساختن، متقاعد کردن و ایجاد همبستگی است که بر فعالیتهای روابط عمومی حاکم است. اسکات کاتلیپ (Scott M. Cutlip) یکی از صاحبنظران روابط عمومی در تعریفی که در سال 1971 ارائه داده است، بر مفهوم تعاملی روابط عمومی تأکید دارد. او روابط عمومی را چنین تعریف میکند: روابط عمومی کوششی طرحریزی شده برای نفوذ بر افکار عمومی از طریق سیرت خوب و عملکرد مسئولانه براساس ارتباطات دوجانبه رضایتبخش است. (پرداختچی، 1377: 56). در این تعریف بر ارتباط و تعامل متقابل تأکید شده است. رکس هارلو (Rex. F. Harlow) از پیشگامان روابط عمومی، آن را چنین تعریف میکند: روابط عمومی، دانشی است که توسط آن، سازمانها آگاهانه میکوشند به مسئولیت اجتماعی خویش عمل کنند تا بتوانند تفاهم و حمایت کسانی را که برای مؤسسه اهمیت دارند، بهدست آورند (سفیدی، 1377: 10).
این تعریف از دو ویژگی برخوردار است، اول اینکه سازمانها باید در جهت انجام مسئولیتهای واقعی خود بکوشند و دوم اینکه به واسطة انجام مسئولیتهای خود حمایت مردم را جلب کنند و در واقع ارتباطی دوجانبه را بین سازمان خود و مخاطبان برقرار سازند. سازمانها زمانی در برقراری ارتباط با مخاطب توفیق مییابند که مخاطب و ویژگیهای رفتاری او بهطور مستمر مورد مطالعه قرار گیرد، چرا که هر سازمانی برای تنظیم فعالیتهای خود با مردم نیازمند شناخت دقیق رفتارهای آنان و اصلاح برنامهها براساس دیدگاهها و ویژگیهای مخاطبان خود است.
براساس آنچه که گفته شد، میتوان اذعان داشت که روابط عمومی نتیجة تحولات جامعه و سیستم ارتباطی سازمانهاست که در دو بعد درون و برون سازمانی صورت میگیرد تا اعتماد لازم در میان افراد در محیط کار و جامعه نسبت به آنچه که از سوی سازمان انجام میشود، به دست آید. بنابراین، ایجاد رابطة مناسب نیازمند شناخت نگرشهای افراد در درون و بیرون از سازمان است.
تبلیغ در روابط عمومی، رویکردی اطلاعرسانی
روابط عمومی در مسیر تاریخی، سه مرحلة اساسی را طی کرده است: روابط عمومی در ابتدا وظایف سیاسی (ارشادی) برعهده داشت، سپس تأکید بر بُعد اقتصادی (تبلیغ) برعهدة این بخش قرار گرفت و در حال حاضر از زاویة اجتماعی (اطلاعرسانی) انجام وظیفه میکند.
منظور از تبلیغات در روابط عمومی، تبلیغات سیاسی (پروپاگاندا) یا تبلیغات تجاری نیست، بلکه تبلیغاتی مدنظر است که دارای رویکرد اطلاعرسانی و افزایش آگاهیهای عمومی افراد جامعه نسبت به برنامهها، اقدامات و فعالیتهای سازمان و ارائه گزاش به مردم و مخاطبین بدون هیچگونه اغراق، بزرگنمایی و دروغپردازی باشد. روابط عمومیها باید منادی آن نوع تبلیغاتی باشند که با دستکاری اندیشهها و القا، تلقین، دروغ و فریب، کاری نداشته باشد، بلکه به تبلیغاتی بپردازد که بر پایة اطلاعرسانی، افزایش آگاهیهای عمومی، اقناع و ترغیب و آموزش انجام میگیرد.
تبلیغ در روابط عمومی باید سازنده، آگاهیدهنده و آموزشدهنده باشد. علاوه بر این، تبلیغ امروزه یکی از ابزارهای مهم و مؤثر در اطلاعرسانی و همچنین مخاطبپژوهی شناخته میشود که میتواند فعالیتها و دستاوردهای سازمان و دستگاه مربوط را با شیوههای مختلف به افکار عمومی منتقل سازد. با تبلیغات بهموقع و متعادل میتوان برنامهها و سیاستهای سازمانها و دستگاهها را برای مردم تشریح کرد و به تصویر کشید و از همیاری و همفکری و مشارکت مردم در اجرای طرحهای منطقهای و ملی سود جست. بنابراین در حرفة روابط عمومی و ارتباطات، منظور از تبلیغ، بهکارگیری فن ترغیب و تشویق و استفادة صحیح و مؤثر از همة تکنیکهای ارتباط جمعی، گروهی و فردی است (شبرنگی، 1382: 103-100).
دروغ، مبالغه، افراط و فریب، اموری نیستند که در روابط عمومی جایی داشته باشند، آنچه وجود دارد، ترغیب و تشویق و بهرهگیری درست از تکنیکهای ارتباطی است و آنچه که هدف است چیزی جز اطلاعرسانی صحیح و سریع، افزایش آگاهیهای عمومی، اقناع و آموزش مستمر نیست.
از موضوعات مهم برای کارورزان روابط عمومی، تفکیک بین تبلیغات و روابط عمومی است. این تفکیک باید با توجه به تفاوتهای تبلیغ و روابط عمومی صورت گیرد. اگر روابط عمومی به فعالیتهای خود رنگ تبلیغاتی بدون توجه به رویکرد اطلاعرسانی و ارتباط دوسویه دهند، به فعالیتهایی گرایش مییابد که تفاوت اساسی با ماهیت روابط عمومی دارد. این تفاوت دامنهای وسیع از سلطه بر مخاطب تا ایجاد ارتباط متقابل را شامل میشود. اگر حرکت روابط عمومی به سمت تبلیغات به معنای سود و منفعت بیشتر باشد، ارتباطات مشارکتآمیز و دوسویه را بین خود و مخاطب به ارتباطات یکسویه تبدیل میکند (Macnamara, 2005).
جی. ای. گرونیگ J.E.Grunig نظریهپرداز معاصر، روابط عمومی را مدیریت ارتباط بین یک سازمان و همگان میداند که با آن سروکار دارند (ویندال، 1376: 149). بنابراین میتوان گفت که روابط عمومی بیشتر متکی بر مخاطب و دیدگاههای اوست و این مخاطب است که سهم عمدهای در برنامهریزیهای روابط عمومی و تعیین اشکال ارتباط با خود دارد. اما برخی معتقدند: «در تبلیغ سعی میشود ارادة مردم، تفکر، نگرش و جهانبینی آنان به سوی عوامل تبلیغ جلب شود، یعنی مبلّغ به جای مخاطب خود فکر میکند و عقاید خود را به آنان تحمیل میکند (علوی، 1375: 70).
بر این مبنا برخی اعتقاد دارند تبلیغ به معنای دروغ، تحریف، فریب، جنگ روانی و شستشوی مغزی است و هویت یک پیام به عنوان پِروپاگاندا از معنای منفی و نادرست آن شناسایی میشود.
براساس آنچه که عنوان شد، میتوان ویژگیهای عمدة فرآیند تبلیغات را به این شرح بیان کرد:
1. یکسویه بودن ارتباط مبلغ (منبع) یا مخاطب؛
2. مشروعیت استفاده از راهها و ابزارهای مختلف برای رسیدن به هدف؛
3. اهمیت داشتن منافع مؤسسه یا منبع؛
4. دستکاری اطلاعات در جریان تبلیغ؛
5. تحمیل عقاید به مخاطب؛
6. توجه به «اقناع» در شکل متعالی تبلیغ.
«پائولا مارانتز کوهن»، اعتقاد دارد که آوازهگری و تبلیغات تجاری، شکل یکسویة ارتباطات هستند، در حالی که روابط عمومی آرمانی، یک ارتباط دوسویه است. یک بنگاه مطبوعاتی با استفاده از تبلیغ میکوشد تا به هر قیمت، نام مشتری در رسانهها ذکر شود، در حالی که روابط عمومی تنها به این دلیل به تبلیغ میپردازد که قصد آن را در درون برنامة گستردة خود که اهداف سازمان و افکار عمومی را مدنظر قرار میدهد، بگنجاند. در تبلیغات تجاری، پیامهای ارسالی تحت کنترل مؤسسة تبلیغاتی است. در حالی که بیشتر پیامهای روابط عمومی غیرقابل کنترل هستند، یعنی چون پیامها در اختیار رسانهها قرار میگیرد، توسط آنها دستخوش تفسیر و تغییر میشوند.» (مارانتز کوهن، 1376: 17)
ادوارد برنیز معتقد است که آگهی تبلیغاتی و فعالیتهای اینگونهای، ممکن است اجرای روابط عمومی را تشکیل دهند، ولی اجزایی نیستند که حاصل جمع آنها مساوی با روابط عمومی باشد. لذا بین امور تبلیغاتی و روابط عمومی تفاوت وجود دارد.
باید به این اظهارنظرها، موارد دیگری نیز افزود. یکی از تفاوتهای بسیار اساسی بین روابط عمومی و تبلیغات، وجود موازین و اخلاق حرفهای در روابط عمومی است که در واقع ضامن سلامت فعالیتهای روابط عمومی است و آن را به سطح یک فعالیت صادقانه، صریح، روشن و در خدمت مخاطب ارتقاء میدهد. در تبلیغات، غرایز طبیعی مدنظر است، در حالی که در روابط عمومی، هدف، عقلانیت ارتباطی است. روابط عمومی سعی میکند ضمن گفتوگو با مخاطب با انجام بحث استدلالی و بهرهگیری از دیدگاههای مخاطب، به اجماع و نظر مشترکی برسد.
تفاوت روابط عمومی با تبلیغات را باید از نظر غایت و هدف نیز مورد توجه قرار داد. غایت فعالیتهای روابط عمومی، آگاهیبخشی به مخاطب است و مخاطب، گزینشی عمل میکند. تأثیرپذیری، از روابط عمومی، ارادی است و بین روابط عمومی و مخاطب، کنش متقابل و دوسویه وجود دارد. در حالی که تبلیغات صرفاً در پی تحمیل عقیدهای است که مورد نظر مبلغ است. بنابراین هرگاه مخاطب بدون اطلاع و آگاهی از غایت روابط عمومی، تأثیرپذیر شود، تحتتأثیر تبلیغ قرار گرفته است. همچنین در تبلیغات هدف کسب پیروزی در میان رقیبان است، در حالی که روابط عمومی درصدد است تا بتواند با مخاطب ارتباط متقابلی برقرار سازد.
تفاوت عمدة دیگر بین تبلیغات و روابط عمومی این است که روابط عمومی این است که روابط عمومی با مخاطب، یک تعامل دموکراتیک را دنبال میکند و از زبان مخاطب سخن میگوید، در حالی که تبلیغات در پی بهرهبرداری از مخاطب برای تأمین مقاصد مبلّغ است و آزادی مخاطب را مورد تهدید قرار میدهد (سفیدی، 1376: 37-33).
با توجه به آنچه که مطرح شد، میتوان نتیجه گرفت که:
1. روابط عمومی و تبلیغات از نظر هدف، شیوه و الگوهای ارتباطی با هم تفاوت دارند.
2. روابط عمومی در صورت استفادة از تبلیغ، از یکی از انواع تبلیغات یعنی تبلیغات سفید استفاده میکند. در واقع تبلیغاتی که روابط عمومی انجام میدهد، با تبلیغاتی که مبلّغان مدنظر قرار میدهند، تفاوت دارند. بهطور مثال، ممکن است درج «گزارش آگهی» در مطبوعات که در قبال پرداخت وجه صورت میگیرد و روابط عمومی در آن نکات قوت فعالیتهای سازمان را برجسته نشان میدهد، نوعی تبلیغ محسوب میشود. ولی توجه به این نکته ضروری است که روابط عمومی علیرغم برجستهسازی یکجانبة نقاط قوت عملکرد و دستاوردهای سازمان، به دور از نیرنگ، دروغ و هدف سودجویانه عمل میکند و هدف روابط عمومی تنها جلب توجه مخاطب به عملکرد برجسته سازمان است.
3. از کاربرد واژة تبلیغات در روابط عمومی باید تا حدامکان پرهیز کرد. افزون بر مواردی که دربارة تبلیغات ذکر شده، تودة مردم نیز نگرش مثبتی از تبلیغات ندارند و با شنیدن این واژه، در برابر آن موضعگیری میکنند. از نظر علمی نیز تبلیغات در پی ارتباط یکسویه است و روابط عمومی، ارتباطی دوسویه را دنبال میکند. بنابراین میتوان به جای تبلیغات، از واژة «امور فرهنگی» در روابط عمومی استفاده کرد.
4. تبلیغات سنتی نیز به لحاظ یکسویه بودن و متکلّم وحده بودن مبلّغ، به نظر میرسد که کارآیی خود را از دست داده باشد. در چنین تبلیغاتی، مخاطب دارای نقش منفعل است و احیاناً بینقش است و به پرسشهای او پاسخ داده نمیشود (سفیدی، همان).
جدول انفکاک روابط عمومی و تبلیغات
معیار انفکاک |
تبلیغات |
روابط عمومی |
هدف |
تسلط بر مخاطب، تأمین منافع منبع و در نهایت اقناع مخاطب |
تعامل با مخاطب و گفتوگو با او و جلب وفاداری مخاطب |
ماهیت |
سلطهآمیز |
مشارکتآمیز |
اخلاق حرفهای |
ندارد |
دارد |
نقش مخاطب |
منفعل |
فعال و هوشمند |
الگوی ارتباطی |
یکسویه |
دوسویه |
نیت مخاطب |
وضوح ندارد |
روشن است |
در پایان باید یادآور شد آنچه که در این زمینه حایزاهمیت است، آن که مسئولیت حفظ و نگهداری و یا ایجاد تغییر در نگرشهای گروههای مخاطب هر سازمان، برعهده روابط عمومی سازمان است و از جمله ابزاری که در این زمینه مورد بهرهبرداری قرار میگیرد تبلیغات است. منظور از تبلیغات در روابط عمومی، پروپاگاندا نیست، بلکه اطلاعرسانی و افزایش آگاهی مردم و اقناع است. تبلیغ یا امور فرهنگی در روابط عمومی باید با جلب اعتماد تودهها از طریق هماهنگی قول و عمل و گفتار و کردار توأم باشد و هر قدر این هماهنگی بیشتر و اعتماد تودهها به صداقت اطلاعات و پیامهای ارائه شده بیشتر باشد، میزان جلب افراد بیشتر خواهد بود.
منابع:
1. پرداختچی، محمدحسن، تعریف روابط عمومی، جستجو همچنان ادامه دارد: کتاب سال روابط عمومی 1377، ادارة کل تبلیغات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
2. تبلیغ و ترغیب، روابط عمومی کاربردی (مجموعة مقالات)، تهران، مرکز سنجش و آموزش روابط عمومیهای کشور، 1374.
3. دادگران، سیدمحمد، مبانی ارتباطی جمعی، انتشارات فیروزه، چاپ اول، 1374.
4. سفیدی، هوشمند، مرز روابط عمومی با تبلیغات، فصلنامة هنر هشتم، سال سوم، شماره اول، شمارة پیاپی 8 و 9، زمستان 1376، بهار 1377.
5. شبرنگی، موسیالرضا، روابط عمومی و تبلیغات دولتی «پروپاگاندا یا اطلاعرسانی» فصلنامة هنر هشتم، شمارة دوم، پاییز 1382.
6. فوکس. ای. پی، تبلیغات چیست؟ ترجمه: شاهرخ بهار، فصلنامة رسانه، سال سوم، شماره 11، پاییز 1371.
7. ویندال، سون و دیگران، کاربرد نظریههای ارتباطات، ترجمه: دکتر علیرضا دهقان، انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات رسانهها، 1376.
8. گروه مطبوعاتی رویداد، تبلیغات شهری، یک موضوع، چند نگاه، فصلنامة هنر هشتم، سال سوم، شمارة اول، شمارة پیاپی 8 و 9، زمستان 76، بهار 1377.
9. علوی، پرویز، ارتباطات سیاسی، تهران، مؤسسة نشر علوم نوین، 1375.
10. مارانتز کوهن، پائولا، درسنامة روابط عمومی، ترجمه: سیدمحمود خاموشی، میرسعید قاضی، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانهها، تابستان 1376.
11. متولی، کاظم، روابط عمومی و تبلیغات، تهران: انتشارات بهجت، 1372.
12. نوروزوند، جواد، تبلیغ در تبلیغ، فصلنامة هنر هشتم، سال هشتم، شمارة اول، شماره پیاپی 29 و 30، بهار و تابستان 1382.
نظرات شما عزیزان: